پیر گیلانی (قدس سره)

پیر گیلانی قدس سره

شایدبارها این نام را شنیده اید ، اما این که چه مقدار با شخصیت صاحب نام آشنایی دارید ، نمی دانم . بسیاری از شما شناخت نسبتا کاملی دارید و بعضی هم فقط نام را شنیده و اطلاعات بسیار جزئی در مورد ایشان دارید.  یکی از دلائل عدم آشنایی بسیاری از هموطنان عزیز با  شیخ عبدالقادرگیلانی رضی ا... عنه عدم دسترسی به کتب و مراجع دسته اولی است که در آنها به شخصیت پیر گیلانی و سرگذشت و احوال ایشان اشاره شده است ، چرا که اکثر آن منابع به  زبان عربی نوشته شده اند ، البته تعدادی هم به فارسی ترجمه شده و آنقدر منبع به فارسی موجود هست که نیاز طالبان را برآورده سازد اما ... ، بگذریم .  درشماره 174 هفته نامه صدای آزادی ، 29 بهمن ماه 87 ،  مقاله ای با نام شیخ عبدالقادر غوث گیلان غربی یا ...؟ چاپ شد .  برخود لازم دیدم که اشاره ای مختصر به سرگذشت  این شخصیت برجسته ی عالَم دین و عرفان بنمایم . در مقاله مذکور ، نگارنده در اشاره به چند مساله ای ، حال از روی بی اطلاعی یا هر دلیل دیگر راه را اشتباه رفته است . تناقض گویی برای چه؟! و اینک اشتباه های  مذکور :

اول : « در سرگذشت ایشان به قدری افسانه های غریب نقل شده که شناخت سیمای واقعی وی از میان مه و غبار اوهام و افسانه ها دشوار است » . نگارنده درپایان بدین گونه اشاره کرده : «چنین جملاتی بر گرفته از صفحه 511 نفحات الانس شیخ جامی است .» در صفحه 511  کتاب نفحات الانس من حضرات القدس ، جامی داستان دیدار غوث الاعظم ، عالمی  عبدا... نام  و ابن سقا را  با عزیزی در بغداد که گویا غوث زمان خویش بوده و همچنین ادب شیخ عبدالقادر و خبر پیر از اینکه عبدالقادر به مقامی خواهد رسید که گوینده قدمی هذه علی رقبه کل ولیّ ل... خواهد بود را آورده و نتیجه گیری ذهن  نگارنده  مقاله مذکور از شرح کرامات ،  افسانه جلوه دادن سرگذشت شخصیتی است . ولی چگونه ایشان تفسیر خود را عین کلام شیخ جامی جلوه داده ، نمی دانیم؟!  دوم : ابهام درمورد زادگاه ایشان و دعای ام محمد عمه ی شیخ در طلب باران و اینکه امکان ندارد  مردم گیلا ن به استسقا بیرون شده باشند!  سوم : اشاره به  بسیاریِ  منسوبین کُردِ طریقه قادریه ، و کرد بودن افرادی از مریدان شیخ و قول مینورسکی در مورد کردها که پیروان قادریه و نقشبندیه بوده و هستند . ( ربطی به آنکه شیخ عبدالقادر گیلانی اهل کجا بوده ، ندارد ) . چهارم : نگارنده مقاله می گوید : « قبلا به گیلان غرب ، امله گفته اند و رضاخان در سفری که به آن منطقه داشته ، به علت خرمی و هوای مطلوب آن را گیلان غرب نامیده است »  و بعد هم از آوردن این قول از حمد ا... مستوفی در قرن هشتم ، سه قرن پس از ولادت شیخ  و امیر شرف خان بدلیسی در قرن یازدهم ، یعنی شش قرن پس از قرن پنجم و ناصرالدین شاه قاجار در یک قرن پیش  ، نقل قول کرده است . این اقوال می توانند جهت تحقیقی در رابطه با وجه تسمیه گیلان غرب و پیشینه ی این نام بر آن منطقه مفید واقع شوند . مابقی مقاله نتایج نگارنده بوده که مستند نمی باشد . منطقه ی جغرافیایی که شیخ عبدالقادر رضی ا... عنه درآن سکنی گزیده اند جزء سرزمینی بوده که شاید حدود یک سوم جمعیت آن کُرد بوده اند . چگونه می شود از خراسان و هند جهت کسب علوم به بغداد بروند ، اما در فاصله های دو سه روزه راه  ( مرکز کرد نشین ) کسی طالب فراگیری علوم در بغدادِ دارالعلم نبوده باشد؟!  پنجم : اثبات وجود جیل یا جیلان در غرب ایران و آن را دالّ بر گیلان غربی بودن شیخ دانستن.                                                                         

      اشاره ای به زندگانی ، محل ولادت و وفات شیخ و ذکر نسب ایشان و بعضی از مقامات و کراماتشان :                                                                                                                   نسب ایشان از طریق پدر : امام محی الدین عبدالقادر حسنی حسینی گیلانی بن سید ابی صالح موسی جنگی دوست بن سیدعبدا... بن سید محمد بن امام یحیی الزاهد بن امام محمد بن امام داود بن امام موسی بن امام عبدا... الرضا بن امام موسی الجَون بن امام عبدا... المحض بن امام حسن المثنی بن امام الهمام حسن المجتبی بن الامام الاولیاء و شیخ  الطرائق علی المرتضی علیهم السلام اجمعین. در کتب انساب معتبر نسب شیخ رضی ا... عنه به همین ترتیب آورده شده با این تفاوت که ابن رجب در طبقات نام و نسب ایشان را عبدالقادر بن ابی صالح بن عبدا... بن جنگی دوست آورده . ( ابی صالح کنیه است و تنها در ذکر نام ایشان کنیه آمده ، در صورتی که باید همچون دیگر اسامی ، به خودِ نام اشاره می رفت ) . در بحر الانساب الکبیر عبدالقادر بن ابی صالح بن موسی جنگی دوست آمده ، لکن دیگران بر همان ترتیب  یاد شد آورده اند و سمعانی هم در الانساب ، از معتبرترین و مشهورترین کتب در این زمینه ، همانگونه آورده است . در تحفه الازهار ابن شدقم مدنی هم ، هکذا ، و در کتاب اِتحاف الاکابر شیخ عبدالمجید بن طه الزعبی که کتابی جامع و مدلل و مستند است  همین طریق مشهور یاد شده ، ابن الوردی هم در تتمه المختصر فی اخبار البشر جلد دوم نام و نسب ایشان را عبدالقادر بن ابی صالح موسی جنگی دوست یاد کرده است .                                                                                     

  ذکر نسب شیخ از طریق والده شان : تمام علمای انساب برآنند که شیخ عبدالقادر گیلانی فرزند ام الخیر امه الجبار فاطمه بنت شیخ عبدا... صومعی (صومعه سرای گیلان) و شیخ عبدا... فرزند سید جمال الدین بن سید ابی العطا عبدا... بن سید کمال الدین عیسی بن سید الامام ابی علاءالدین محمد الجواد بن امام علی الرضا بن امام  موسی الکاظم بن امام جعفرالصادق بن امام محمد الباقر بن امام علی زین العابدین بن امام السبط الشهید حسین علیهم السلام است . الزعبی در اتحاف الاکابرگوید : « برادرِ شیخ عبدالقادر رحمه ا... علیه ، عبدا... نام بود ، در جوانی و  مدتی پس از زمانی که شیخ به بغداد وارد شد ، وفات یافته و  وفات مادر ایشان هم بعد از ظهور شیخ در بغداد اتفاق افتاده ، که این را شیخ شطنوفی در بهجه الاسرار نقل نموده است . شیخ ابن حجر عسقلانی در غبطه الناظر گویند : « شیخ مفرج بن شهاب در مجلس سید عبدالقادر رضی ا... عنه بود ، که شیخ کلامش را قطع نمود ، اشک از چشمانش جاری شده و فرمود : مادرم از دنیا رفت ، ابن شهاب گوید : پس از مدتی خبر فوت ایشان به ما رسید و ایشان در صومعه سرا ، شهری در نواحی گیلان دفن گردید. »مادر امام سید عبدا... بن سید موسی الجَون ، ام سلمه نام داشته که دخت محمد بن طلحه بن عبدا... بن عبدالرحمن بن عبدا... العتیق بن ابی بکرالصدیق رضی ا... عنه بوده و مادر امام عبدا... المحض جد نهم شیخ پس از وفات همسرشان با عبدا... بن مظفر بن عمر بن عثمان ازدواج کرده و همین عبدا... بن مظفر فرزند حفصه بنت عبدا... بن عمر  رضی ا... عنهم اجمعین بوده است . الزعبی در اتحاف الاکابر گوید : « تعداد اندکی همچون ابن عنبه احمد بن علی بن حسین متوفی 828 در کتاب عمده الطالب  از روی عناد و کینه توزی و حسادت صحت نسب شیخ را منکر شده اند (جای تعجب نیست ، چرا که معاندین اولاد پیامبر صلوات ا... علیه و آله هم بوده اند همواره در طول تاریخ اسلام از هرگونه آزاری بر اهل بیت  فرو گذار نکرده و نخواهند کرد ، اینان دنباله روان همان خوارج و امویان اند که کینه ی آل پیامبر و علی صلوات ا... علیهما را در دل داشته و دارند و بعدها خود را اهل فلان فرقه و فلان جماعت جلوه  می دادند )   

دکتر یوسف زیدان در جواب می گوید : « حجت ابن عنبه چیزی نبوده جز اینکه امام ابوصالح موسی ، جنگی دوست نام بوده و این نام عجمی است و نمی تواند بر اولاد پیامبر صلوات ا... علیه باشد ، من می گویم اسم پدرشان سید موسی و جنگی دوست لقب ایشان بوده بدین معنا که جهاد فی سبیل ا... را دوست می داشته و چون گیلان در بلاد عجم است و سید موسی هم در میان ایشان می زیسته و لقب را هم اهل آن دیار به وی داده اند ، پس لفظ عجمی جنگی دوست تعجب برانگیز نخواهد بود و این امریست بسیار عادی . دیگر دلیل منکران این است که سید عبدا... بن سیدیحیی الزاهد از حجاز خارج نشده و ما می گوییم : هیچ مانعی در اینکه ایشان از حجاز خارج شده باشد نیست و عجیب    نمی باشد ، پس حجتی دیگر برای آنها نیست. »                                                                                                   در کتاب بحر الکامل آمده : « و نسب الامام عبدالقادر الی النبی صلوات ا... علیه مشهور ذکره عدد کبیر من النسابه و المورخین و اصحاب التراجم و الطبقات ، فلا ینکره الا حسود او جهول. »       امام حسن المثنی رضی ا... عنه پنج پسر به نامهای اباالحسن جعفر ، امام داود ، الحسن المثلث ، ابراهیم الغمر و عبدا... المحض داشته که مادرش فاطمه بنت امام حسین علیهم السلام بوده و ابی محمد عبدا... المحض شش پسر داشته  : ابا عبدا... محمد نفس زکیه ، اباالحسن ابراهیم القتیل ، اباحمزه موسی الجَون ، ام ابیها زینب بنت ابی اسلمه و امها ام سلمه زوجه النبی صلوات ا... علیه و علی آله و اصحابه .                  و یحیی صاحب دیلم که بعدها حاکم دیلمستان شد از نوادگان امام موسی الجَون بود ، و هنگام ورود اجداد پیر گیلانی قدس سره همچنان قدرت در دست ایشان بود و عموزادگان خویش را اکرام فراوان نمودند و ایشان هم درآن منطقه ماندگار شده ، سکنی گزیدند .                                                   

   زادگاه شیخ قدس ا... سره العزیز و تاریخ ولادت و وفات ایشان : امام ذهبی در سیر اعلام النبلاء جلد 15 صفحه 182 چاپ بیروت می گوید: « شیخ در نیمه ماه مبارک رمضان سال 471 در گیلان دیده به جهان گشود، 90 سال عمر کرده  و در باب الازج بغداد در مدرسه اش وفات یافت » بسیاری دیگر از مورخین ولادت شیخ را سال 470 و وفاتشان را سال 561  دانسته اند .

انّ بازا... سلــــطان الـــرّجـــال     جاء فی العشق توفی فی الکمال

محاسبه عشق به حروف ابجدی 470 و کمال 561 می باشد . خواند میر در تاریخ حبیب السیر جلد 2 صفحه 325 می گوید : « و مادر شیخ محی الدین عبدالقادر ام الخیر فاطمه دختر ابوعبدا... الصومعی الزاهد بود و ابو عبدا... صومعی از جمله ی مشایخ جیلان است بنابر آن شیخ محی الدین عبدالقادر را جیلانی گویند و تولد آن جناب در گیلان فی سنه سبعین و اربعمائه یا احدی و سبعین روی نمود و چون سن شریفش به هجده سالگی رسید فی سنه ثمان و ثمانین و اربعمائه به بغداد تشریف قدوم ارزانی فرمود ».                                                                                                                 شیخ رحمه ا... علیه بقیه عمرش را در بغداد ماند و به سلوک و مجاهده و طلب علم و سپس تدریس و افتا و ارشاد مسلمانان پرداخت و در زمان حیات ایشان المستظهر بامرا... و المسترشد باا... و الراشد باا... و المقتفی لامر ا... و المستنجد با... خلافت و حکومت عباسیان بر بلاد اسلامی را در دست داشتند. مولف الروض الزاهر در ترجمه اش می گوید : « شیخ رضی ا... عنه منسوب به گیل است که جاییست در طبرستان و به آن گیل و گیلان هم می گویند . » تادفی حلبی گوید : « بعضی شیخ را اهل جیل ، روستایی پایینتر از مدائن می دانند ( همان روستای نزدیک بغداد ) » .  البته این از نظر اکثریت اهل التواریخ و المناقب مردود است ولی افرادی هم براین باورند.  ابن اثیر در الکامل فی التاریخ آورده که : « اهل بیت پیامبر صلوات ا... علیه به این بلاد رسیدند و در آنجا هم بیش از پنجاه سال به قیادت سید زید بن محمد از سلاله ی امام حسن بن علی علیهما السلام حکومت کردند که نزدیکانش از سلاله ی امام حسین علیه السلام ( اجداد مادری شیخ ) هم آنجا با وی  بودند ، و همانا وی با جد آقایم عبدالقادر هم بود ، که این دولت را زیدیه نام نهادند و جیلان ، امروز در جنوب غربی بحر قزوین است » . مرحوم استاد عبدالکریم مدرسِ مدرسه ی پیر گیلانی رضی ا... عنه و از علمای برجسته کُرد که خدمت شایان و بی کرانی به زبان و ادبیات کردی نمود در کتاب بنه ماله ی زانیاران (خانواده دانشمندان) صفحه 28 آورده : « شیخ موسی پدر حضرت شیخ عبدالقادر قدس ا... سره العزیز به جنگی دوست مشهور بود چرا که در مقابل کفار نزدیک دریای خزر  بسیار میل به جهاد فی سبیل ا... داشت ، و شیخ یحیی به زاهد مشهور بود چون دنیا را به راستی ترک گفته و بسیار عبادت می کرد و شیخ موسی را الجَون میگفتند که در زبان عرب به معنای سبزه است چرا که رنگ پوست ایشان سبزه بود و امام عبدا... را المحض می گفتند ، چون نژادش خالص بود و از هر سوی سید بود و اولاد پیامبر صلوات ا... علیه ، یعنی پدرانش اولاد امام حسن و مادرش اولاد امام حسین علیهما السلام بودند » . استاد مدرس در ادامه می گوید : « امام موسی جنگی دوست در شهرکی به نام نیق یا نیف از توابع گیلان در شمال ایران ساکن شده و شیخ عبدالقادر قدس ا... سره در 20 ربیع الثانی سال 470 در گیلان متولد شد » . گروهی هم بر اینند که شیخ در12  ربیع الثانی در گیلان متولد شده و سالانه جمع کثیری از مشایخ و علما و دراویش و نقیب ، در این روز در روضه ی گیلانیه گرد آمده و مولود شیخ را جشن می گیرند . تحقیق در مورد روز ولادت  خارج از بحث مقاله است و بسیار ضروری هم نمی نماید.                                                                                                                                                   مسعودی در جلد دوم  کتاب مروج الذهب صفحه 284 تا 298 شرح کشته شدن آل پیامبر صلوات ا... علیه ، از عموها و عموزادگان امام محمد نفس زکیه فرزند امام عبدا... المحض بن امام حسن المثنی بن امام الهمام حسن المجتبی علیه السلام  را به دست ابو جعفرالمنصور خلیفه دوم عباسی آورده (لازم به یادآوریست که در جغرافیای حافظ ابرو در تعریف مربوط به شهر بغداد نوشته شده که بانی شهر بغداد همین ابو جعفرالمنصور بوده است) . در صفحه 298  ج 2 مروج الذهب نوشته شده : « به سال 145 محمد نفس زکیه در مدینه ظهور کرد و در بیشتر شهرها با او بیعت کردند ...الی...گفت: چه کسانی پیرو او شدند؟ گفت: فرزندان علی و جعفر و عقیل و عمربن خطاب و زبیر و دیگر قریشیان با فرزندان انصار ،... الی ... زمان کشته شدن محمدنفس زکیه برادران وی مشغول جمع آوری بیعت بودند ، پسرش علی در مصر ، عبدا... برادرش در مصر و حسن در یمن » . در ادامه  صفحه 300 می گوید: « برادر دیگرش موسی به جزیره و برادر دیگرش یحیی به ری و از آنجا به طبرستان رفته بود و به روزگار هارون الرشید خبرها داشت که درقسمت آینده کتاب یاد خواهیم کرد ».  و مختصر ادامه آن چنین است : یحیی بن عبدا... ، برادر امام محمد نفس زکیه بر پیغام فضل بن یحیی برمکی که قبلا وی را به حاکم دیلم سفارش کرده بود به کوهستانهای دیلمستان رفت و مدتی آنجا ماند تا بسیاری از مردم طبرستان و اطراف با او بیعت کردند. وقتی هارون الرشید مطلع شد پریشان گردید و فضل را حاکم کرمانشاه و کردستان و گرگان و ری و قومس و طبرستان و دماوند گردانید و پنجاه هزار سوار در اختیارش قرار داد و او را روانه کرد ، یحیی بن عبدا...  بدون اطلاع همراهانش خودرا تسلیم کرد و فضل هم او را با خود به بغداد برد ... الخ . موسی بن عبدا... بن حسن المثنی بن حسن المجتبی رضی ا... عنهم جد نهم حضرت شیخ گیلانی : ابن خلدون در العبر  جلد 2 صفحه 344 و به بعد ، شرح قیام محمد نفس زکیه و اقوام وی را آورده و گوید : « منصور به ریاح نوشت که محمد بن عبدا... بن عمرو بن عثمان رضی ا... عنه معروف به دیباج را نیز دستگیر کند و او برادر مادری عبدا... بن الحسن بود مادرشان فاطمه بنت الحسین علیه السلام بود . منصور نخست عبدا... بن الحسن را به تنهایی زندانی کرده بود ... الی... او نیز آنان را بسته در غل و زنجیر بر محملهای بی روپوش بنشاند و روان ساخت . جعفرالصادق علیه السلام از پس پرده ای آنان را می دید و می گریست ». در صفحه 352 آمده :  « موسی بن عبدا... به شام رفت . مردم شام او را نپذیرفتند و او به مدینه بازگشت و از آنجا به بصره رفت . محمد بن سلیمان بن علی ، او و پسرش عبدا... را بیافت و هر دو را نزد منصور فرستاد . منصور هردو را بزد و به زندان افکند » .                                                                                                                                                  موسی و عبدا... برادرش پس از مدتی از زندان نجات یافتند و تا خلافت هارون ، موسی در جزیره ابن عمر سکنی گزید . از فضل بن ربیع ، حاجب هارون نقل است که : عبدا... بن مصعب بن ثابت بن عبدا... بن زبیر نزد من آمد و گفت موسی بن عبدا... بن حسن بن حسن المجتبی علیهم السلام  بر ضد هارون الرشید از من بیعت خواسته ، و این خبر به هارون رسید و تصمیم گرفت ایشان را رودرروی یکدیگر قرار دهد ...الخ . هارون به دروغِ عبدا... بن مصعب پی برده و چون پس از سه روزی که موسی بن عبدا... گفته بود عبدا... بن مصعب هلاک شد . هارون هزار دینار زر به عنوان هدیه برای موسی بن عبدا... فرستاد و وی را آزاد گردانیدکه هر کجا بخواهد برود . پس از آن موسی بن عبدا... عزلت اختیار کرد ، سپس اولادش هم ، چون حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن حسن بن زید بن حسن المجتبی علیهم السلام در طبرستان پادشاهی می کردند بدان ناحیه رفته و از عموزادگان خویش احترام بسیار دیدند .                                                                                                         در کتاب طرائق الحقائق ، معصوم علیشاه شیرازی ج2 صفحه 363 پس از آنکه شیخ را اهل گیلان شمالی دانسته به رای کسانی هم که شیخ را اهل جیلِ بغداد می دانند اشاره کرده ، می گوید : « بعضی شیخ را از جیل بغداد دانسته اند نه جیلان معرب گیلان که از سواحل بحر خزر است » . در تحفه ی ناصری هم  پس از آن که شیخ را قدس سره اهل گیلان شمالی معرفی نموده ، آمده : « بعضی مولد و مدفن شیخ گیلانی را جیل ، در فاصله ی هفت روزه راه از بغداد دانسته اند ». به چند دلیل نمی توان ادعا کرد که شیخ اهل جیل در نزدیک بغداد یا گیلان غرب کرمانشاه و در مرز عراق بوده اند . دلائلی بیان شد و حال به دو دلیل دیگر هم اشاره می کنیم . اول آنکه  حمله ی قطاع الطریق در نزدیکی همدان به کاروانی که شیخ مسافرآن بوده اند و توبه ی رئیس راهزنان و زیردستانش بر دست شیخ رحمه ا... علیه  ، روایتی مشهور از شیخ محمدالاوانی رحمه ا... علیه  است( از مریدان شیخ ) که از  پیر گیلانی قدس سره نقل نموده و همین قول شیخ محمد الاوانی در بسیاری از منابع آمده است . اگر شیخ اهل جیل در نزدیکیهای بغداد بوده چگونه در راه جیل به بغداد از شهرهای نرسیده به همدان و بعد از همدان عبور کرده؟! و اگر هم اهل گیلان غرب بوده اند باز هم عجیب می نماید که از گیلان غرب ، در مرز عراق به همدان و از آنجا هم عبور کرده و سپس مسیر را بازگشته و به بغداد رفته باشند !!! دوم : لقب عجمی در میان عرب بر امام ابی صالح موسی جنگی دوست تا حدود زیادی عجیب و غیر عادی است .  شاید این تنها ، تلاش بعضی از مورخین عرب بوده و باشد ، همچون بعضی ، و فقط تعداد اندکی از ایشان که بوعلی سینا را به دلیل ، نوشتن  کتابهایش  به زبان عربی غیر ایرانی و یا عرب می دانند . هرچند امام عبالقادر گیلانی رضی ا... عنه از اولاد پیامبر صلوات ا... علیهم بوده و ایشان هم عرب عدنانی بوده اند اما زادگاهشان در گیلان و شمال ایران و  فارس زبان هم بوده اند و حتی بعضی اشعار فارسی منسوب به ایشان ، موجود و بارها چاپ شده است .لکن  بعدها که شیخ به بغداد رفتند و ماندگار شدند تمام آثار خود را به عربی نگاشته و دلیل آن هم فراگیرتر نمودن آثار ، غلبه زبان عربی در بلاد اسلامی  و استقرار در شهر عربی بوده است . اما این که  القاب ایشان ( امام موسی جنگی دوست )  به زبان عجمی ، هندی یا هر زبان دیگری  بوده ، جای تعجبی نیست چرا که هر مهاجرتی خواه ناخواه باعث تغییرات ، به هر شکل و گونه ای خواهد شد . از اشعار منسوب به شیخ :                                                                                                                              مرغ باغ ملکوتیم در این دیر خراب     می شود نور تجلای خدا دانه ی ما   گر نکیر آید و پرسد که بگو رب تو کیست        گویم آن کس که ربوده دل دیوانه ی ما             ب

/ 0 نظر / 20 بازدید