منظر

آیا روح را توانی هست ؟
نویسنده : سید قلندر سیدزاده هاشمی - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٧
 

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله عزوجلّ فی قرآن العظیم:

«یسئلونک عن الروح قل الروح من أمر ربّی و ما أوتیتم من العلم الّا قلیلا»

آیه 85 سوره مبارکه الاسراء

بزرگترین معجزه تاریخ قرآن کریم است، دریایی که اگر میلیونها غواص بحار علوم گونه گون در طی هزاران سال در آن غوطه ور شوند باز هم مطالب جدید و جدیدتر دارد و الحق که در نهایت، خلق را جز اندکی علم نیاموخته اند. در برابر این اعجاز بی انباز و این کلام تمام عیار بی تکرار احدی را تدبیری نماند جز آنکه همه سر تسلیم فرود آوریم  جز اهل انکار. قال عز وجل و قوله الحق: «و إن کنتم فی ریب ممّا نزّلنا علی عبدنا فأتوا بسورة من مثله وادعوا شهدائکم من دون الله إن کنتم صادقین» (بقره ٢٣)

گاه در آیات قرآن اندیشیده و با خِرَد خُرد خود قطره ای از اقیانوس بی کرانش، شاید، چشیده و اگر بتوانم در اختیار برادرانم قرار می دهم و از افکار ایشان نیز بهره می برم، ان شاءالله.

آب دریا را اگر نتوان کشید                                         هم به قدر تشنگی باید چشید

 خداوند همه ما را به راه درست هدایت نماید و در زمره «یهدی به کثیرا »قرار دهد و از آنان که با تأویل غلط از آیات قرآن به دسته «یضل به کثیرا» (بقره ٢۶ ) پیوسته اند، دور گرداند. آمین.

همسایگی مردم در مناطق مختلف جهان بر زبان ایشان هم اثری مستقیم دارد، به عنوان مثال همسایگی عرب با فارس و ترک. لکن میان اعراب و قوم فارس، قوم کرد قرار گرفته اند و بسیاری از معانی که در زبان عربی و کردی از کلمات و جملات مقصود می شود طبعا به هم نزدیکتر است.

ترجمه آیه ی یسئلونک عن الروح، به زبان فارسی چنین است: ای محمد- از تو در باره روح سوال می پرسند، بگو که روح از امر پروردگار من است.

در چندین ترجمه از قرآن کریم که مطالعه کرده ام همین گونه را مشاهده نموده ام، ترجمه آقایان معزی، مجتبوی، آیتی، خاموش هروی، مکارم شیرازی، فولادوند، الهی قمشه ای و خرمشاهی.

البته در ترجمه آقای فولادوند چنین آمده: بگو روح از سنخ فرمان پروردگار من است، و در ترجمه آقایان الهی قمشه ای و خرمشاهی آمده: بگو روح از عالم امر پروردگار من است .

سنخیت یعنی اصلیت و مادگیت و بنیاد، که به اصل و آغاز و خلقت روح بر می گردد و معنای دقیق آیه نیست.  اگر مِن به فِی ترجمه می شد دقیقتر بود.

(قصد این حقیر ایرادگیری از کار اساتید برجسته فوق نمی باشد و صرفا تفاوت زبانی و همسایگی نزدیکتر در ترجمه و نتیجه بحث مد نظر است )

مِن در زبان فارسی به، از ، ترجمه می شود اما این ممکن است منظور گوینده عرب زبان را به طور کاملا دقیق نرساند. لکن، مِن در زبان کردی به لَه (در) ترجمه می شود، له، اکثرا معنای در را می دهد. مثلا : ها له ژوری خویا  (او  اکنون در اتاق خودش است) و جالب اینکه اگر قبل از  آن، ها بیاید معنی را در زمان حال استمراری می رساند.

حال، ترجمه آیه به زبان کردی و سپس  به فارسی:

قل الرّوح من أمر ربّی: یا محمّد ، تو بلی روح ها له ئه مری ئه و که سه ی وا په وه ردگاری منه و من ده ژینی. یعنی: ای محمّد بگو: روح در فرمان پروردگار من است. یعنی اکنون  که از جسم جدا گشته و در عالم برزخ سیر می کند، تحت فرمان پروردگار من است.

پرسندگان از رسول الله صلی الله علیه وآله وصحبه وسلّم،‌ در مورد خلقت سوالی نداشته اند بلکه در مورد روح پس از مرگ پرسیده اند و این دقیقترین معنا است. مراجعه کنید به صحیح البخاری رقم ١٢٢

 بعضی اسرار به امر خداوند پوشیده مانده و خواهد ماند، خصوصا اسرار پس از مرگ. و این از اسرار غیبی است که خدا آشکار ننموده مگر اندکی، آنگونه که در پایان آیه فرموده: «وما أوتیتم من العلم الّا قلیلا» هر چند که غیب را هم تا آنجا که حضرتش اراده کند به هر که بخواهد، بنمایاند و حجاب از روی بصیرتش بردارد، اما غیب مطلق، به تمامی نزد پروردگار است.

از آیه فوق و احادیث نبوی در می یابیم که روح تحت فرمان خداوند است، اگر بخواهد آزاد و فرحان گرداندش واگر بخواهد عذابش دهد «فیغفر لمن یشاء و یعذّب من یشاء» (بقره 284)

  اگر بخواهد از آنچه که علمش به ما داده نشده به آن عطا بفرماید و مقربش بدارد و به آن روح، اذن تصرف ببخشد یا از جنودش بگرداند. لله جنود السّماوات و الأرض.

(البته روشن گشتن بسیاری از مسائل غیبی بر انسان ، پس از مرگ قطعی است و پاره ای مسائل بر عموم از مسلم و غیر مسلم روشن می گردد و پاره ای هم بر هر که خدا بخواهد)

پس روح را توان و قدرت و ادراک است و چون از زندان جسم و حواس پنجگانه رهیده، حسی به مراتب قویتر از زمان حبس در جسم دارد و ممکن است به امر خداوند، اذن تصرف داشته باشد که  این مسئله از مجربات است و یقینی. لکن امر پروردگار به روح چه باشد را خدا می داند. آیا آن روح در آسایش است یا نعوذ بالله در عذاب؟ آیا خداوند آن را بر گزیده یا خیر، و آیا نزد حضرتش جل عظمته ارج و قربی دارد یا خیر؟ اگر دارد پس جنود است و وسیله، و جنود تحت امر است و نتواند که با خدای قیاس گردد، و وسیله هم در لغت به معنای هر آن چیزی است که به واسطه آن به دیگری نزدیکی و تقرب پیدا کنند. مانند رجوع سقیم به طبیب که امری عقلانی است و عدم مراجعت باعث ازدیاد سقم و هلاکت خواهد شد. « و لا تلقوا بأیدیکم الی التّهلکه »  (بقره 195)

 هیچ حول و قوتی نیست مگر به اذن  و  حول و قوت خدایی که خلائق را کم و بیش توان بخشیده.

والله اعلم بالصواب

أللّهم اجعلنا أمّة واحدة الّتی أمرت بها «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرّقوا»( آل عمران ١٠٣ )

 آمین ، برحمتک یا أرحم الراحمین

 

سید قلندر سیدزاده هاشمی 28دی ماه 1389